منصوری:

از اصلاحات عبور کرده ایم

رئیس جبهه اصلاحات در گفتگو با خبرفوری با دفاع از بیانیه اخیر سید محمد خاتمی تاکید کرد که آقای خاتمی از جنبش زن زندگی آزادی تجلیل کرده است. آذر منصوری فکر می کند که این موضع، یکی از درخشان ترین مواضع خاتمی به دلیل همراهی با این جنبش اعتراضی بوده است.

 از اصلاحات عبور کرده ایم

به گزارش زنهار، آذر منصوری چند ماهی است پس از کنار رفتن بهزاد نبوی، به کرسی ریاست جبهه اصلاحات رسیده است. البته در زملنه‌ای که اصلاح‌طلبی چندان خریداری در بازار سیاست ندارد.

آذر منصوری یکی از صریح‌ترین چهره‌های اصلاحات است. او و حزبش یعنی اتحاد ملت، متهم هستند که اصلاح‌طلبی را از گفتمان اعتدالی دهه گذشته دور کرده و به رادیکالیسم دهه هفتاد نزیک کرده‌اند.

در آستانه سالگرد درگذشت مهسا امینی و اعتراضات سال گذشته، با این چهره درباره نسبت اصلاح‌زلبان و براندازان به گفتگو نشسته‌ایم و مواضع رئیس جبهه اصلاحات درباره ورود این جبهه به انتخابات اسفند امسال را نیز جویا شده‌ایم.

آذر منصوری در این گفتگو با اشاره به در پیش بودن انتخابات مجلس، بر این موضوع اشاره کرد که در انتخابات اسفندماه اولویت جبهه اصلاحات در کنار مردم قرار گرفتن است و دیگر به سمت سیاست نیابتی نمی روند؛ او از سوی دیگر اجرای قانون جدید عفاف را اعلام جنگ با جامعه معترض دانست.

مشروح گفتگوی نسترن دقیقی و آذر منصوری را در ادامه بخوانید و ببینید:

☆☆☆

آقای خاتمی اخیرا مواضع صریح تری نسبت به گذشته اتخاذ کرده است، تغییر این مواضع علت مشخصی دارد؟

مواضعی که آقای خاتمی در دیدار با جمعی از اساتید دانشگاه مطرح کرد را باید در امتداد مواضع و بیانیه های او پس از جنبش زن زندگی آزادی دید. پس از وقوع این جنش آقای خاتمی به صراحت اعتراضات خود نسبت به مجموعه رفتارهای حکمرانی کشور در وضعیت خطرناک و نگران کننده را به صورت علنی اعلام کرد.

 شاید پیشینه این مواضع به نامه های سربسته ای که ایشان در فواصل پیش از جنبش مهسا به رهبری داده اند بر می گردد که در این نامه ها همه مخاطراتی که پیش رو کشور و نظام بود مطرح شد. در این نامه ها پیشنهاداتی هم ارائه شد. بعد از وقوع جنبش مهسا، آقای خاتمی به این نتیجه رسید که این مواضع را به صورت علنی مطرح کند. به طور مشخص من فکر می کنم که یکی از مهم ترین بیانیه های ایشان بیانیه ای بود که در بهمن ماه سال 1401 منتشر کرد و در آن ضمن اعتراض به رفتارها و سیاست هایی که متاسفانه در مجموعه حاکمیت در حال اعمال بود، 15 پیشنهاد ارائه کرد که اگر اراده ای در حکمرانی برای اصلاح سیاست ها و رفتارها وجود داشته باشد، باید پیشنهادهای 15 گانه آقای خاتمی جدی گرفته بشود. 

با وضعیت موجود کاری از عهده اصلاح طلبان بر نمی آید که بتوانند با استفاده از فرصت انتخابات بر مناسبات قدرت و تاثیر و کارکرد نهاد های انتخابی اثرگذار باشند

 اشاره ای هم که خاتمی به مجموعه اصلاحات و اصلاح طلبان داشت مبنی بر اینکه "اگر نگویم که سیاست ورزی مرسوم و منتسب به دوم خرداد ممتنع شده، به صخره ستبر بن بست برخورد کرده است". در واقع بیان این مطلب است که با وضعیت موجود کاری از عهده اصلاح طلبان بر نمی آید که بتوانند با استفاده از فرصت انتخابات بر مناسبات قدرت و تاثیر و کارکرد نهاد‌های انتخابی اثرگذار باشند.

آقای خاتمی شخصیتی است که بدون هیچ چشم داشتی به قدرت، طی سال های گذشته در راستای ایران دوستی، پیگیری مطالبات خاص مردم، حفظ دستاوردهای پس از انقلاب اسلامی و برای موقعیت ایران در منطقه، جامعه جهانی و در جامعه بین المللی از توان،  آبرو و ظرفیت خودشان مایه گذاشته، تا جایی که می گوید به اصلاحات باور دارم و راه کسب مشروعیت سیاسی نظام و حفظ دستاورد های انقلاب اسلامی  سال 57 این است که حاکمیت بپذیرد با این شیوه حکمرانی روز به روز فاصله اش با جامعه بیشتر می شود،  روز به روز مشروعیت سیاسی خود را از دست می دهد و اگر اصلاحات جدی صورت نگیرد به تعبیری که در موضع اخیرشان هم مطرح شده "اگر خود اصلاحی نکنید نابودیتان حتمی است."

اما در تمام اعتراضات سال گذشته شاهد این نبودیم که اصلاحات و شخص آقای خاتمی پشت اعتراضات باشند یا حمایتی کنند، مواضع کنونی در تضاد رفتار ایشان در زمان اعتراضات است و ندیدیم که اصلاحات بخواهد نقشی در اعتراضات ایفا کند.

اگر از اعتراضات مردم تحلیل درست و واقع بینانه ای نشود آن وقت بر سر اینکه چه جریان داخلی می تواند رهبری این اعتراض را بر عهده بگیرد، اختلاف نظر پیش بیاید. توصیه آقای خاتمی هیچ وقت به مردم برای پیگیری مطالبات شان راه  خیابان نبوده است بلکه همواره اصرار ایشان این بوده که با استفاده از ظرفیت های موجود و کاملا خشونت پرهیز و مدنی باید حاکمیت مسیری را فراهم کند تا مطالبات پیگیری بشود.

اما می‌گویید که این مسیر وجود ندارد.

احسنت همین است، اما دلیل بسته بودن این مسیر و فقدان نهادهای واسط، که در کشورهای توسعه یافته این جامعه مدنی و ارکان جامعه مدنی است که عمدتا هم نقش نها های واسط را بین حاکمیت و مردم ایفا می کنند و هم نقش اصلی را در پیگیری اعتراضات تجمعی نسبت به برخی سیاست ها و رفتارهای حاکمیت را به واسطه این نقشی است که به عهده دارند می توانند ایفا کنند. ما در شرایط فعلی نهاد واسط به آن معنا که بتواند واسط بین حاکمیت و مردم باشد را نداریم. ما جامعه مدنی قدرتمند و فربه ای نداریم، ما احزاب قدرتمندی که بتواند مطالبات جامعه را پیگیری کنند، نداریم.

آقای خاتمی از جنبش زن زندگی آزادی دفاع و تجلیل کرد که فکر می کنم که اتفاقا یکی از درخشان ترین مواضع ایشان همین همراهی با این جنبش اعتراضی بود

آقای خاتمی به عنوان کسی که 8 سال سکان دار اداره کشور در دولت بود و با توجه به تجربه ای که در اداره کشور داشت و به اذعان مخالفین و موافقین ایشان، دولت اصلاحات یکی از موفق‌ترین دولت ها در طی 44 سال پس از انقلاب اسلامی بود و همچنین با توجه به تجربه ای که دارد تا پیش از جنبش مهسا تصورشان این بود که این مسیر می تواند منجر به اصلاح شیوه حکمرانی در کشور بشود اما پس از وقوع این جنبش که کانون اصلی اش را می توان  مطالبات زنان ایران در نظر گرفت، آقای خاتمی از جنبش زن زندگی آزادی دفاع و تجلیل کرد که فکر می کنم که اتفاقا یکی از درخشان ترین مواضع ایشان همین همراهی با این جنبش اعتراضی بود. البته هیچ نسبتی بین جنبش و اتفاقاتی که در کف خیابان رخ می داد با اصلاحات وجود نداشت و کاری از دست اصلاح طلبان و آقای خاتمی جز همراهی با مطالبات این جنبش بخصوص در بحث زنان بر نمی‌آمد.

هیچ نسبتی بین جنبش و اتفاقاتی که در کف خیابان رخ می داد با اصلاحات وجود نداشت و کاری از دست اصلاح طلبان و آقای خاتمی جز همراهی با مطالبات این جنبش بخصوص در بحث زنان بر نمی آمد

این جنبش به دلیل مرگ سخت و جانکاه دختر کُرد از ایران زمین  به آن شکل اتفاق افتاد و همه ما را نگران کرد. شبی که این اتفاق افتاد یکی از خبرنگاران خواهان مصاحبه با من بودند که گفتم وضعیتم الان برای مصاحبه خوب نیست زیرا به شدت نگران هستم که این دختر که آن شب در بیمارستان بستری بود، خدایی ناکرده جانش را از دست بدهد و با این نوع رفتاری که در مواجه با پوشش زنان و سبک زندگی صورت گرفت، خسارت هایش به نظر من قابل پیش بینی بود. اما به هر حال به دلیل شکافی که بین حاکمیت و جامعه، نخبگان و جامعه، نخبگان و نهادهای رسمی وجود دارد اساسا غیر قابل انکار است، معترضین کف خیابان هیچ نسبتی بین مطالبات خودشان و جریان اصلاحات پیدا نمی کردند که کسی بخواهد در داخل رهبری این جنبش را از آن خود کند.

همین اتفاق باعث شد که سرمایه اجتماعی از پشت اصلاحات برداشته بشود. این را چطور می توانید جبران کنید؟ سرمایه اجتماعی را که یک زمانی پشت اصلاحات بود بعد از این اعتراضات از میان رفته می‌دانید؟

سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان خیلی پیش از این ها به نظر من دچار ریزش شد، شاید نقطه شروع این ریزش بر می گردد به انتخابات  سال 96 و حوادثی که پس از انتخابات رخ داد. به هر حال اصلاح طلبان با توجه به دغدغه ای که نسبت به تمامیت ارضی کشور، منافع و امنیت ملی و اهدافی که انقلاب اسلامی به دنبالش بود و تعریفی که از نظام جمهوری اسلامی ایران داشتند، حداکثر تلاششان این بود که در این ساختار موجود بتوانند با استفاده از ظرفیت ها اصلاحات دموکراتیک را در جریان سازی و پیگیری کنند با روندی که پیشروانتخابات و نهادهای انتخابی صورت گرفت و آن چه که نامش را نظارت استصوابی می گذاریم و محدود کردن دایره انتخاب مردم؛ وقتی دایره انتخابات مردم را محدود می کنید یعنی به طور غیر مستقیم این پیام را به مردم می دهید که این نوع مسیری که می روید یعنی مشارکت در انتخابات و رای که به صندوق آرا می ریزید نمی تواند تاثیری در سرنوشت و آینده ات ایفا بکند. اصلاح طلبان به این شیوه می خواستند با استفاده از حداقل های موجود در انتخابات سیاست ورزی بکنند.

وقتی دایره انتخابات مردم را محدود می کنید یعنی به طور غیر مستقیم این پیام را به مردم می دهید که این نوع مسیری که می روید یعنی مشارکت در انتخابات و رای که به صندوق آرا می ریزید نمی تواند تاثیری در سرنوشت و آینده ات ایفا بکند

شما مشاهده کنید در انتخابات سال 94 از بین کسانی که با فراخوان اصلاح طلبان رفتند ثبت نام کردند بیش از  70درصدشان رد صلاحیت شدند و چون مبنا اصلاح طلبان بر حضور در انتخابات و نهادهای انتخابی برای اصلاحات دموکراتیک بود با آن شرایط در انتخابات شرکت کردند. در همین شهر تهران ما کاندیدا نداشتیم، بنابراین در شورای سیاست گذاری فراخوان دادیم که کسانی که ثبت نام کردند و تایید صلاحیت شدند و خود را اصلاح طلب می دانند، خودشان را به ما معرفی کنند. تشکیلات سیاسی وقتی می خواهد در عرصه رقابت سیاسی حضور پیدا کند باید بتواند نیروهایی که خود پرورش داده را به جامعه عرضه کند و آنها باید امکان شرکت در عرصه انتخابات را داشته باشند اما وقتی که این مسیر بسته است و اصلاح طلبان می خواهند که با استفاده  از این ظرفیت و ساختار اصلاحات را پیگیری کنند، نتیجه این می شود که در انتخابات سال 94 اصلاح طلبان که به اعتقاد من تصمیمشان کاملا متاثر از دغدغه ای بود که نسبت به مسائل مردم داشتند، فراخوان می دهند و لیستی را با نام "امید" ارائه می دهند و این لیست امید وقتی در نهاد مجلس حضور پیدا می کند تحت فشارهای نهاد های بیرونی از مجلس و قدرت نهاد های بیرونی قرار می گیرد فشاری که فرا تر از قدرت و توان مجلس عرض اندام می‌کند از این رو کسانی که با فراخوان اصلاح طلبان پای صندوق های رای آمده صحنه ناتوانی نمایندگان شان در مجلس را می بینند از این نو سیاست ورزی نا امید می شود و بنابراین  سرمایه اجتماعی ریزش می کند.

در انتخابات 96 آقای روحانی 24 میلیون رای آوردند که بخش عمده رای ایشان توسط اصلاح طلبان و به میان آوردن اعتبار و آبرویی آقای خاتمی کسب شد، "تکرار می کنم" آقای خاتمی در آن مقطع و موقعیت به حضور مردم در پای صندوق های رای  خیلی کمک کرد. آقای خاتمی در آن زمان مردم را تشویق به شرکت در انتخابات کرد ضمن اینکه عملکرد آقای روحانی در دولت اول به مراتب قابل دفاع تر بود و آقای روحانی 24 میلیون رای می آورد و اگر حوزه های اخذ رای بسته نشده بود رای ایشان شاید به 27 میلیون هم می رسید. چه رفراندومی می تواند از این گویا تر و عینی تر باشد که مردم به دنبال آن شعار هایی بودند که آقای روحانی در بزنگاه انتخابات مطرح کردند.

 وقتی جامعه با چنین سرخوردگی مواجه می شود دولتی که باید با 24میلیون رای این قدرت اصلی را داشته باشد تا بتواند مطالبات مردم را پیگیری کند اما نمی تواند؛ اینجا است سرمایه اجتماعی اصلاحاتی که حمایت کردند و موجب پیروزی آقای روحانی در انتخابات شدند ریزش پیدا می کند. من نمی خواهم به طور مشخص بگویم  آقای روحانی چه کاری را باید انجام می دادند یا نمی‌دادند. بحث من نهادهای بر آمده از دل انتخاباتی است که اصلاح طلبان سعی کردند که با حداقل های موجودی که نظارت استصوابی به آنها میدان و قدرت فعالیت می داد، دامنه ای که این نظارت برای ما ایجاد کرد، سعی کردند این مسیر را طی کنند و این مسیر به تعبیر خود آقای خاتمی به صخره ستبر بن بست برخورد کرده است این دلیل اصلی ریزش سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان است و بعد از آن اگر اصلاح طلبان نتوانند پاسخ در خوری به چه باید کرد که امروز اصلی ترین سوال پس از جنبش مهسا مطرح است برسند سرمایه اجتماعی ریزش بیشتری خواهد کرد.

جامعه هم از حاکمیت و هم از اصلاح طلبانی که در تلاش بودند این ساختار حکمرانی را بر مبنای همان گذشته و پیشین اصلاح بکنند عبور کرده است

 اگر بخواهند مسیری که از سال 92 تا 96 را طی کرده دوباره طی کنند بدون توجه به این صخره ستبر بن بستی که در مقابل این نوع سیاست ورزی قرار گرفته بخواهند، همین اندک سرمایه اجتماعی را از دست خواهند داد. این سرمایه اجتماعی با این نوع سیاست ورزی ریزش کرده است بخشی از دلیل آن ممکن است به اصلاح طلبان برگردد اما دلیل اصلی آن به اعتقاد من ساختار های حکمرانی و رفتارهایی که در اصلی ترین نهادی که بعد از انقلاب اسلامی قرار بود که محل تحقق دخالت مردم در تعیین سرنوشت خودشان باشد از این موضوعیت خارج می شود و به نوعی آنقدر محدود می شود که دایره فقط برای طیف محدودی از شهروندان به عنوان انتخاب شونده باقی می ماند، ما را به این نقطه رسانده است. به تعبیر آقای خاتمی جامعه هم از حاکمیت و هم از اصلاح طلبانی که در تلاش بودند این ساختار حکمرانی را بر مبنای همان گذشته و پیشین اصلاح بکنند عبور کرده است.

با وجود این تجربه، برای انتخابات پیشرو از اصلاحات قهر از صندوق را خواهیم دید یا برنامه دیگری دارید؟

با توجه به اینکه موضعی که جبهه اصلاحات گرفت یعنی توصیه ای برای ثبت نام نداریم، معنی کاملا روشن است. وقتی تشکیلاتی با این ساختار و ظرفیت احزاب عضو و شخصیت های حقیقی که عضو هستند، به چنین جمع بندی می رسد، پیام روشنی دارد ما هیچ وقت نمی توانیم تجربه انتخابات 1400 را فراموش کنیم.

جبهه اصلاحات در آن انتخابات ساختار، ساز و کار و شاخص تعیین کرد که چه کسی می تواند از طرف جبهه اصلاحات برای انتخابات ثبت نام کنند، باز ما تعلل کردیم و گفتیم که داوطلبین ثبت نام بکنند و بعد آن را بررسی می کنیم که کدام یک از طرف جامعه با اقبال بیشتری مواجه می شوند. بعد از برگزاری جلسات متعدد و تشویق جامعه برای شرکت در انتخابات، 9 نفر از طرف جبهه اصلاحات ثبت نام کردند. از آقای تاج زاده تا آقای صدر و خانم شجاعی ثبت نام کردند که یک نفر از این 9 نفر تایید نمی شوند، پیام این موضوع به اصلاح طلبان کاملا روشن است. یعنی اصلاح طلبان در حدی می توانند در انتخابات حضور و شرکت کنند که خودشان در تعیین کاندیدا نقشی نداشته باشند. وقتی خودمان نمی توانیم کاندیدا مشخص کنیم، برای انتخاب اسفند 1402 چه توصیه ای می توان به افراد کرد؟! مگر یک بار این راه را نرفتند و همه افراد پیشنهادی اصلاح طلبان ردصلاحیت شدند؟

چهره های ناشناس تر تمایل به شرکت ندارند؟

چهره های ناشناس را قبلا تجربه کردیم. ما در موقعی و شرایطی نیستیم که بتوانیم در قبال عملکرد افراد ناشناسی که شناختی از گذشته آنها نداریم و نمی توانیم از عملکردشان پیش بینی داشته باشیم به مردم بدهیم و بگوییم مطالبات شما را در مجلس دنبال می کنیم.

اما باز صدای بخشی از مردم از تریبون مجلس شنیده می شود. شاید سهم اصلاحات از مجلس آینده یک تریبون یا دو کرسی باشد اما باز هم نماینده ای از جریان فکری اصلاحات در مجلس وجود دارد و با این عقب نشینی عملا دیده نشدن افکار بخشی از جامعه رخ می‌دهد. اینطور نیست؟

ما نه افراد را از ثبت نام منع کردیم و نه توصیه کردیم. هنوز هیچ جمع بندی در جبهه اصلاحات مبنی بر اینکه لیستی داده شود یا لیستی داده نشود نداشتیم. تمام این ها بستگی ارزیابی ما به بزنگاه در انتخابات دارد در شرایط فعلی با توجه به قانون جدید انتخابات که متاسفانه خیلی سریع تصویب و ابلاغ شد و نگاه کاملا محدود کننده نسبت به انتخابات دارد و دایره انتخاب مردم را به شدت تنگ تر می کند، تمام رفتارهایی را که ما  در گذشته که از سوی ناظرین شورای نگهبان و شورای نگهبان در انتخابات رخ می داد را غیر قانونی می دانستیم، با اصلاحات قانون انتخابات به آن وجهه قانونی می دهد.

قانون جدید انتخابات به تمام رفتارهایی را که ما  در گذشته که از سوی ناظرین شورای نگهبان و شورای نگهبان در انتخابات رخ می داد را غیر قانونی می دانستیم،  وجهه قانونی می دهد

 شورای نگهبان بعد از انتخاب افراد هم می تواند آنها را رد صلاحیت کند، دیگر نماینده انتخابی چه اختیاری می تواند داشته باشد که صدای خود را در مجلس بلند کند؟ تمامی این موارد موانعی است که وجود دارد.

از همه مهم تر برای ما در این انتخابات، نگاه مردم به صندوق رای و انتخابات است تا مردم احساس نکنند که رای آنها در سرنوشت امروز و آینده خودشان تاثیر گذارهست صندوق رای را از آن خود نمی دانند، هنر اصلاح طلب باید این باشد که صندوق رای را به صاحبان اصلی خودشان برگردانند و اینکه ما یک یا دو تریبون در مجلس داشته باشیم که صدای ملت باشند به نظر من باید یک ارزیابی دقیق بشود.

هنر اصلاح طلب باید این باشد که صندوق رای را به صاحبان اصلی خودشان‌برگردانند  برای ما در این انتخابات اولویت کنار مردم قرار گرفتن است

این باید بررسی شود که مثلا آقای پزشکیان اگر نماینده مجلس نباشند، نمی توانند صدای ملت در تریبون مجلس باشند یا بقیه افراد تاثیر گذاری که حضور دارند این باید سبک و سنگین بشود. ما در جبهه اصلاحات ارزیابی  و تحلیل می کنیم، اطلاعات جمع می کنیم و داده های ما باید نسبت به کل کشور و وضعیتی که وجود دارد و نوع نگاه و رفتاری که حاکمیت و دستگاه های مجری در این فاصله باقی مانده تا انتخابات خواهند داشت، دقیق تر بشود.

فعلا اطلاعی از کسانی که در انتخابات ثبت نام کرده اند نداریم، جز افرادی که ثبت نامشان رسانه ای شده است. با نوع رفتار حاکمیت بتوانیم در بزنگاه مناسب ترین تصمیمی که همراهی ما را اتفاقا در این انتخابات با جامعه نشان دهد بگیریم، برای ما در این انتخابات اولویت کنار مردم قرار گرفتن است.

معمولا در آستانه هر انتخابات، اصول گراهای میانه رو خیلی به اصلاح طلبان نزدیک می شوند. مثل آقای ناطق نوری و آقای لاریجانی. چقدر این موضوع قرار است در این دوره پررنگ تر شود؟ آیا اصلاحات مثلا به سمت چهره‌ای مانند آقای قالیباف ممکن است برود؟

 نه، تا جایی که من اطلاع دارم در جبهه اصلاحات و احزاب آن، هیچ برنامه ای در ارتباط با شکل گیری ائتلاف هایی از این نوع مطرح نبوده و به نظرم نخواهد بود.

یعنی عملا جریان اعتدالی نخواهیم داشت؟

نه!

تجربه دولت آقای روحانی شما را به اینجا رسانده است؟

هرجریان و تشکیلات سیاسی باید بتواند در انتخابات نمایندگان خودش را داشته باشد. ما اسم آن سیاست ورزی را سیاست ورزی نیابتی می‌گذاریم. یعنی اصلاح طلبان حضور پیدا کردند بدون آنکه نمایندگان اصلی خودشان به نهادهای انتخابی برسند و نقطه پایان این سیاست ورزی را هم انتخابات 96 می دانیم. بنابراین این تجربه با توجه به ارزیابی و برداشتی که من از مجموعه جبهه اصلاحات  دارم در اکثریت این مجموعه جبهه اصلاحات اتفاق نخواهد افتاد.

ابتدای دولت آقای رئیسی، رئیس‌جمهور با برخی چهره‌های جریان اصلاحات دیداری داشتند. دو سال از آن زمان می گذرد، این دیدار مجددا انجام شده یا خیر؟

خیر، تا آنجایی که من اطلاع دارم هیچ ارتباطی از جانب دولت آقای رئیسی به طور مشخص و تعریف شده با جریان اصلاحات وجود نداشته. ممکن است در بعضی از جلسات برخی احزاب دعوت بشوند و آنها نظر خواهی به عنوان کارشناس بشوند اما به عنوان اینکه این دعوت به طور مشخص از جریان و رهبر اصلاحات باشد، تا جایی که من می دانم نبوده است.

نگاهشان را به جریان اصلاحات میدانید که آقای رئیسی چه نگاهی دارند؟

اینکه حاکمیت یا دولت چه نگاهی به جریان اصلاحات دارد به نظر من خودش را در رفتار آنها نشان می دهد. هر نیرویی در دولت که احساس می شد ممکن است کمی گرایش به اصلاحات را بیشتر کند از دولت پاکسازی شد. طی این دو سال پاکسازی شده است و به نظر من در ادامه هم پاکسازی خواهد شد.از طرف دیگر فضایی که در دانشگاه ها مشاهده می کنیم، حذف اساتیدی که خود را اصلاح طلب می دانند گویای نگاه حاکمیت به اصلاح طلبان و یا نوع رویکرد مواجه با احزاب منتقد و غیرخودی است. تا حدود زیادی مشخص است که تا چه میزان قرار است این یک دستی موجود در حاکمیت تداوم پیدا کند و اصلاحات به رسمیت شناخته شود. بیان برخورد اصلاح طلبی مرسوم با "صخره ستبر بن بست" خودش گویای همین مسئله است که اساسا این یکدستی که از 98 استارت آن خورد فضای قبل انتخابات 98 با بعد از آن کاملا مقایسه کنیم در قبل از انتخابات 98 حداقلی از معنا دار پذیرفته می شد مشارکتی حداکثری مردم در انتخابات اولویت بود اینکه کسانی که نظام را قبول ندارند به خاطر کشورشان در انتخابات شرکت می کنند یا تاکید بر اینکه رای حق الناس است تاکیدات خیلی مهمی است که این پیام را می داد که مشارکت حداکثری مردم چون در انتخابات مهم است یک حداقل رقابت برای معنا دار هم پذیرفته می شود. اما بعد از انتخابات 96 و اعتراضاتی که در دی ماه 96 و آبان ماه 98 صورت گرفت باید این تحلیل واقع بینانه در ساختار سیاسی را به وجود می آورد که باید الان فضای انتخابات را باز کند و مشارکت مردم بیشتر شود. اما در مقابل فضا بسته می شود یعنی 50-60 درصد همان نمایندگان مجلس دهم که انتخاب کرده بودیم رد صلاحیت می شوند و اساسا اجازه حضور پیدا نمی کنند.

البته در طیف هایی که در حاکمیت وجود دارد را باید تفکیک و تمایز قائل بشویم اینکه جبهه پایداری چه نگاهی نسبت به حضور اصلاح طلبان و منتقدین در فضای سیاسی کشور دارد، پیام هایی که به جامعه می دهد، نوع واکنشی که نسبت به اظهارات آقای خاتمی و یا بیانیه های اصلاح طلبان نشان می دهد و یا طیفی که به نظر میانه روتر هستند را باید از هم تفکیک کنیم. در هر حال اراده غالب تداوم همین یکدستی است و به هیچ وجه بنایی بر اینکه اصلاح طلبان امکان حضور در ساختار قدرت را داشته باشند حداقل در شرایط فعلی به نظر می رسد که در این ارتباط وجود ندارد.

سال گذشته فوت مهسا امینی رخ داد. به نظر شما در آن مقطع زمانی چه کار انجام می شد می توانستیم بحران بعد از این رخداد را بهتر مدیریت کنیم؟

پیش از فوت مهسا ما شاهد چند نوع برخورد دیگر گشت ارشاد بودیم که رسانه ای شد. آن مادری که فریاد می زد دخترم مریض است، دخترش را بردند. یا برخوردهایی که در خیابان بر سر پوشش زنان بین مامورین گشت ارشاد و دختران و زنان جوان صوررت می گرفت. در تمام این مقاطع هشدارهای زیادی داده شد که حتی قبل از آن، زمانی که مسئله دختران خیابان انقلاب مطرح شد و برخوردهایی که صورت گرفت همواره تاکید ما بر این بود که این نوع مواجه با سبک زندگی مردم و دخالت در یک امری که باید به انتخاب فردی شهروندان احترام بگذاریم این نوع دخالت خسارتش به مراتب بیشتر است از منافعی که می تواند برای حاکمیت داشته باشد و باید به زنان هم حق انتخاب پوشش بدهیم، بارها هشدار داده شد. خودم در مصاحبه ها، مقالات و توئیت هایی که نوشتم و بیانیه هایی که از طرف حزب اتحاد و احزاب دیگر و فعالان زنان منتشر شد تماما هشدار داده شد که وقتی که چنین اعتراضی پیوند بگیرد با نارضایتی که در سطح جامعه وجود دارد و قسمت عمده آن مسائل اقتصادی، کوچک شدن سفره های مردم و بالاتر رفتن خط فقر می تواند به شدت موجب بروز بحران و اعتراضات بشود. کاری که  حاکمیت باید می کرد این بود که به هشدار ها توجه می کرد.

براساس آمارهای رسمی، حدود 50درصد جمعیت کشور حتی آنهایی که حجاب دارند  با حجاب اجباری مخالفند 

در گزارش در سال 97 مرکز پژوهش های مجلس در همین ارتباط منتشر کرد که نوع نگاه جامعه نسبت به گشت ارشاد و امر پوشش حجاب اجباری  چیست؟  حدود 50درصد جمعیت کشور حتی آنهایی که حجاب داشتند گفته بودند که با حجاب اجباری مخالفند حتی کسانی که خودشان حجاب داشتند. نتیجه این پژوهش این بود که هر قدر نهادهای رسمی اصرار بیشتری در این زمینه داشته باشد بازدارندگی از طرف جامعه بیشتر می شود و باید تغییر رویه بدهند. کاملا روشن است که من با شنیدن خبر بستری شدن مهسا تنم لرزید که خدایی ناکرده مهسا جان خودش را از دست بدهد و نمی دانیم که فردا ها چه اتفاقاتی می افتد و از همه مهم تر اینکه یک خانواده ، یک شهر از هم وطنانمان را سوگوار می کنیم، بیشتر نگران همین موضوع بودم. هشدار های ما مبتنی بر نگرانی های جدی بود که وجود داشت. باید گشت ارشاد جمع می شد و مجموعه رفتار های پلیسی در مواجه با پوشش زنان کنار گذاشته می شد و اگر چنین اراده ای هم وجود داشت که بگویند این پوشش نماد جامعه اسلامی است صرفا باید تاکید و اصرار آنها بر رفتارها و رویکرد های ایجابی بود با رویکرد سلبی و پلیسی نمی توانیم چه بحث دین باشد و چه بحث دیگر باشد جامعه نمی پذیرد با زور و اجبار بگوییم به جامعه که شما باید چنین چیزی را بپذیرید و این مسیر متاسفانه یک مسیر شکست خورده ای است که هم چنان اصرار بر اجرای آن را دارند. امروز هم با توجه به وضعیت جامعه باید هشدار بدهیم اعتراضی که در این ارتباط وجود دارد  و سطح تنشی که قابل پیش بینی است اگر این ها بخواهند قانون حجاب و عفافی که در مجلس تصویب شده را اجرا کنند به نوعی با این جامعه که به شدت معترض است اعلام جنگ می کنند و این به شدت خطرناک است.

در شش ماه اخیر کلماتی در فضای مجازی داغ شده است، در توصیف شان جمله ای می گویید.

 فساد اخلاقی:

 فساد اخلاقی به دنبال فساد اقتصادی می آید.

فیلترینگ:

سیاست شکست خورده است.

توافق با آمریکا:

دیر یا زود طرف مذاکره مستقیم ما باید خود آمریکا باشد.

خانم منصوری، ممنونم که در گفتگو با خبرفوری شرکت کردید.

من هم از شما سپاسگزارم.


 

    دیدگاه شما
    پربازدیدترین اخبار